نماز خواندن ابی بکر با امت ( به فرض ثبوت ) دلیل حق تقدم در امر خلافت نخواهد بود
ثانیاً نیابت نماز ابی بکر از رسول اکرم ( ص ) بطور قطع ثابت نیست بر فرض ثبوت دلیل بر حقانیت و حق تقدم بر خلیفه منصوص ابو الفضائل نخواهد بود.
چه خوب است برای تقریب اذهان مثالی آوریم اگر پادشاهی که ولیعهد ثابت دارد هرگاه در بسیاری از کارها از قبیل افتتاح مکان ها یا استقبالها یا شرکت در جشنها و غیره فردی از بستگان را به عنوان نماینده خود بفرستد آیا پس از مرگ پادشاه آن نماینده می تواند با عده ای طرفدار دعوی نیابت سلطنت نماید و ولیعهد ثابت را از کار برکنار و خود را سلطان بخواند بدلیل آنکه روزی به نمایندگی پادشاه در فلان امر یا جشن و یا استقبال شرکت نموده و یا در مسافرت چند روزه ای با پادشاه بوده ام قطعاً جواب عند العقلاء منفی می باشد.
مثال دیگری نزدیک به مطلب عرض کنم که اگر فقیه و مجتهدی مریض گردد و فردی از اصحاب خود را به نیابت بفرستد و نماز جماعت را با مردم بجای آورد آیا پس از وفات آن مجتهد و فقیه آن نایب نماز جماعت به استمساک نیابت نماز می تواند خود را جانشین آن فقیه مجتهد معرفی نموده بگوید مسلمین مجبورند از من تقلید نمایند و اگر تمرد نمایند از ربقه اسلام خارجند !!
و اگر جماعتی مخالفت نمایند و بگویند چون ولیعهد موجود است و این مقامی است که احاطه علمی بر ظاهر و باطن شرع و شریعت در آن لازم است علاوه بر واجد بودن جمیع صفات حمیده و اخلاق پسندیده فقط به محض چند رکعتی نماز نیابت خواندن یا چند روز در مسافرت رفیق راه مجتهد بودن ایجاد فقاهت نمی نماید.
آتش بر در خانه آنها ببرند با فحش و بد و اهانت آنها را بکشند و بیاورند و مجبور نمایند که تسلیم گردند به جانشینی مجتهد و فقیه اگر قبول ننمایند مشرک و کافر و رافضی خواهند بود ؟!!
آقایان عاقلانه قضاوت کنید آیا جانشینی فقیه و مجتهد علم و دانش و احاطه استدلالی بر احکام و قواعد دین نمی خواهد آیا به محض نیابت نماز جماعت فقاهت برای یک مسئله گو هراندازه هم آدم خوبی باشد ثابت می گردد که مردم وظیفه دار باشند تقلید از او بنمایند !!!
همچنین است نماز خواندن ابی بکر با امت بر فرض ثبوت دلیل بر اثبات خلافت و امامت مسلمین نخواهد بود.
چه آنکه ثبوت خلافت علاوه بر نص جلی عصمت و اعلمیت و افضلیت من جمیع الجهات می خواهد.
ادامه دارد ...
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 15:15  توسط شیعه امیرالمومنین علی (ع)
|
مردوخ کردستانی و ندای اتحاد و ترهات آن
مانند شیخ مردوخ ( مردود ) کردستانی ( ظاهر سنی ) و بی خبر از از کتاب و سنت که به نشر کتابهای چندی ظاهراً به نام طرفداری اسلام ( ودر معنی به طرفداری خوارج و نواصب و امویها ) نیشهای خود را زده و تخم تفرقه و نفاق را بین مسلمانان پاشیده و باطن کسیف و عقیده سخیف خود را ظاهر نموده .
در دوره حکومت قبل از طرف سلطان وقت از شعاع عملیات او جلوگیری شده بعد از شهریور 1320 که بیگانگان این مملکت اسلامی شیعه را بدون حق اشغال نمودند پر و بال بازیگر ها باز شد جداً نشریات خود را به نفع آنها عملی نمودند .
از جمله آثار او کتاب ( ندای اتحاد ) است که از نشر این کتاب نه فقط جامعه شیعیان را عصبانی و متالم نموده بلکه اکابر علماء اهل تسنن را متاثر و به نشر مقالات در مجلات او را از خود طرد نمودند.
زیرا در این کتاب اهانتها و جسارتهای بالاتر از آنچه بعضی از مصریها نسبت به مقام مقدس امیرالمومنین علی (ع) نمودند به زیر قلم شکسته خود در آورده و عقاید خوارج و نواصب و امویها را تجدید نموده.
نه همان معرفت به مقام مقدس آن حضرت بوسیله کتاب و سنت و اخبار نداشته بلکه ثابت است دشمن سرسخت آن حضرت و طرفدار جدی امویها بوده.
در اول آن کتاب با کلمات عوام فریبانه مانند آدم دلسوزی بیطرف دم از اتحاد و یگانگی مسلمین می زند فریقین شیعه و سنی را نصیحت و به رهبری خود دعوت به ترک عقیده تشیع و تسنن مینماید وقتی آدمی دقیقاً کتاب را مطالع می نماید میفهمد که هدف و مقصد و دعوتش به نواصب و امویها و پیروی از نیات نا پاک مولای او معاویه بن ابی سفیان می باشد .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 3:2  توسط شیعه امیرالمومنین علی (ع)
|
جواب کاشف الغطاء به احمد امین در کتاب اصل شیعه
خوشبختانه وقتی که آن کتاب را مطالعه کردم که کتاب مقدس اصل شیعه و اصولها تالیف آیت الله مجاهد فخر الشیعه و ناصر الشریعه حضرت آقا شیخ محمد حسین آل کاشف الغطاء دامت برکاته از نجف اشرف در جواب او منتشر شده بود.
( الحق که کتابی است بسیار عالی و متین و ساده و بر هر فرد شیعه لازمست یک جلد از آن کتاب را در منزل داشته باشد و با اهل بیت خود بیاموزد تا به حقیقت مذهب خود آشنا شده و فریب بازیگرانرا نخورد. )
خداوند متعال توفیق کامل عنایت فرماید به فاضل دانشمند معاصر شاهزاده و الاتبار علی رضا میرزا خسروانی که برای استفاده فارسی زبانها به فارسی ترجمه نموده اند به نام ریشه های شیعه و پایه های آن.
علاوه بر احمد امین نویسندگان دیگری در مصر و دمشق چون محمد ثابت در الجوله فی ربوع شرق الادنی و عبدالله قصیمی در الصراع بین الاسلام و الوثنیه و محمد کرد علی در اقوالنا و افعالنا و محمد سید گیلانی در شریف رضی و شیخ محمد خضری در محاضرات تاریخ الامم الاسلامیه و موسی جارالله در الوشیعه فی نقد عقاید الشیعه و دکتر طه حسین در العثمان و دیگران به نوشتن کتابها و مقالات و مجلات و جرائد قلوب شیعیان را جریحه دار و به تهمتهای بسیار و اهانتهای بی شمار بین برادران مسلمان ( سنی و شیعه ) کدورتها ایجاد می نمایند.
عجبا عده ای از فضلاء ایرانی هم دانسته یا ندانسته یعنی به ضررهای آن واقف بوده یا نبوده این قبیل کتب را ترجمه به فارسی نموده و در دست رس جوانان ظاهر مسلمان بی خبر از مبادی اسلام و تشیع قرار داده و آنها را به مبانی عالیه دین و مذهب مشکوک نموده.
این مطالب ما برای مصر و مصریها و احمد امین و امثال آنها آماده نشده چه آنکه آنها دیده انصاف را بسته و عینک بدبینی زده و با نظر تعصب و عناد حقایق را می نگرند.
خداوند متعال در آیه 84 سوره 17 (بنی اسرائیل ) فرماید و نزل من القرآن ماهو شفاء و رحمه للمومنین و لا یزید الظالمین الاخساراً ( و ما آنچه از قرآن فرستیم شفای دل و رحمت الهی برای اهل ایمانست و لکن ظالمان را بجز زیان چیزی نخواهد افزود ).
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 2:18  توسط شیعه امیرالمومنین علی (ع)
|
احمد امین مصری و فجرالاسلام
مانند احمد امین نویسنده معروف مصری که دو کتاب از تالیفات او به نام فجر الاسلام و ضحی الاسلام بدست ما رسیده با مقدمه ای که دکتر طه حسین بر آن نوشته و در آخر آن مقدمه صریحاً می گوید (بدون ترس و خوف میگویم که من و احمد امین با هم متحدیم تا حقایق را مجرد نموده و در معرض عموم قرار دهیم ؟!) باید به آقای طه حسین گفت اشتباه کرده و از تاریخ عبرت نگرفته اید که از هزاران سال قبل تا به حال برادران شما قوی تر از شما ها اتحاد کردند نتوانستند نور ولایت را خاموش کنند برای آنکه در قرآن فرماید والله متّم نوره ولو کره الکافرون مطالبی که در این کتاب نوشته شده هرگز از قلم یک عالم متدین سنی و مرد دانشمند مطلع منصفی جاری نمیگردد زیرا از لابه لای اوراق این کتاب عین عقایدی که قرنها خوارج و نواصب نوشته اند و تهمتهایی که به عالم تشیع زده اند ظاهر و هویدا می باشد.
و کاملاً بی اطلاعی از عقاید ملل یا غرض رانی نویسنده بارز و آشکار است.
ولی شنیده ام بواسطه جوابهایی که داده شده و فشارهایی که به مولف وارد آمده در چاپ جدید بعضی مطالب را حذف نموده اند.
چون چاپ ثانوی را ندیده ام نمی توانم قضاوت در چگونگی آن بنمایم ولی همین قدر می دانم عقلاً و منطقاً بلکه دیناً حذف کردن تهمتها تنها مفید تام نیست بلکه باید صریحاً بنویسند آنچه قبلاً نوشتیم خالی از حقیقت بود.
ثانیاً بر فرض صحت در کتاب عربی حذف کردن جبران خسارتهایی که از ترجمه فارسی آن اگر به بعضی جوانان فارسی زبان بی خبر بی خرد وارد آمده نمی نماید.
لذا ما ناچار شدیم برای بیداری آن دسته جوانانیکه اگر تحت تاثیر کلملت فریبنده این قبیل نویسندگان بی مغز قرار گرفته اند با نشر این کتاب کشف حقایق نماییم.
ادامه دارد ...
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 10:52  توسط شیعه امیرالمومنین علی (ع)
|
غرض ورزی دکتر هیکل مصری
مانند دکتر محمد حسین هیکل مولف کتاب حیات محمد(ص) که غرض رانی یا بی اطلاعی خود را در نوشتن آن کتاب ظاهر نموده!!
چون علی القاعده رسم است کسیکه زندگانی فردی را از رجال روحانی را سیاسی را می نویسد باید از حین ولادت تا دم مرگ تمام وقایع زندگانی او را ضبط نماید والا اگر نقصانی در آن تاریخ باشد نویسنده را یا بی اطلاع و یا مغرض می خوانند و بزرگترین نقص برای مورخ آن است که در نوشتن تاریخ اعمال غرض نماید.
در تاریخ زندگانی رسول اکرم (ص) یک روز مهمی بوده است و آن هیجدهم ذیحجه الحرام سال دهم هجرت است که پیغمبر از سفر مکه ( حجه الوداع ) برگشته و در صحرای بزرگی به نام غدیر خم که منزلگاه نبوده هفتادهزار جمعیت حاج یا به عقیده بعضی از علماء عامه مانند امام ثعلبی در تفسیر و سبط ابن جوزی در تذکره و دیگران یکصدو بیست هزار جمعیت را در آن صحرا سه روز نگه داشته و وقت ظهری بعد از نماز منبر رفت و خطبه ای خوانده عهد و پیمانی با مردم بسته و امت را امر به بیعت با علی بن ابیطالب (ع) نموده و آن سه روز از روزهای مهم تاریخی زندگانی رسول الله بوده است .
نمیدانم چرا آقای دکتر هیکل در کتاب تاریخ زندگانی رسول اکرم (ص) وقایع تاریخی آن روز بزرگ را ذکر ننموده (یا به قول بعضی در چاپ اول نقل نموده و در چاپ دوم محو نموده)!!؟
اگر بگویند در تاریخ زندگانی رسول الله همچون روزی نبوده قطعاً خلاف فرموده اند برای آنکه علمای بزرگ سنی عموماً و کسانیکه مراتب علمی آنها به مراتب از آقای دکتر هیکل بالاتر بوده در کتاب معتبره خود ثبت و ضبط نموده اند .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 1:26  توسط شیعه امیرالمومنین علی (ع)
|
اعتراض محافظه کاران و جواب به آنها
3 . اعتراضی است که ممکن است افراد ساده محافظه کار ظاهر بین طالب اتحاد اسلامی بنمایند که سزاوار نیست بوسیله نطق و قلم تحریک احساسات شود و این قبیل مطالب ممکن است تحریک احساسات نماید و بالاخره موجب تفریق کلمه و دو دسته گی گردد.
بدیهی است آئین تقوی ما نیز دانیم – اگر ابتداء قلم به دست گرفته و خارج از علم و منطق و ادب جملاتی نوشته و حملاتی نموده و تهمتهایی بزنیم قطعاً سزاوار نیست.
ولی شخصاً با نظر محافظه کاران ظاهر بین یعنی آن اشخاصی که معتقدند که با ذکر حقایق نباید موجب ازدیاد رنجش اهل تسنن گردید تا جائیکه هیچ نوع مباحث علمی و منطقی نشود و در مقابل تهمتها و اهانتها هم هیچ جواب داده نشود موافق نیستم و این روش را کاملاً به زیان عالم تشیع می دانم.
زیرا به شهادت تاریخ دیده شده هر قدر از طرف ما سکوت و پرده پوشی و محافظه کاری گردیده از طرف بعضی از آنها بدون رعایت هیچ اصلی از اصول علم و دانش و ادب و تمدن و تدین پیوسته حملات شدیدی توام با تهمت و اهانت قلماً و لساناً و عملاً به ما شده و جامعه شیعه پیروان اهل بیت طهارت را مورد تاخت و تاز خود قرار داده اند .
از راه تجربه ثابت و محقق آمده که هرجند از در محبت و دوستی وارد شده ایم و به تمام اعمال خلاف عقل و شرع آنها با دیده اغماض نگریسته ایم و تمام فحشها و تکفیرها و تهمتهائی را که بعضی نویسندگان آنها به مقدسات ما داده اند صرف نظر کرده ایم در روش و رفتار آنها ذره ای تغییر پیدا نشده بلکه جری تر شده اند و هر موقع که وقتی به دست آورده اند نیشهای خود را زده و ما را مورد حملات شدید قرار داده و به طبقه عوام و مشرک و کافر معرفی نموده اند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 19:33  توسط شیعه امیرالمومنین علی (ع)
|
آنچه اکنون میتوانم پیش بینی کنم گذشته از عیب جویی های مردمان حسود و عنود از سه جهت ممکن است مورد اعتراض و ایراد و آماج تیرهای ملامت قرار گیرم.
اعتراض اهل ادب و جواب به آنها
1. نخست اعتراضی است که فضلاء و اهل ادب بظواهر عبارات و معانی عالیه این کتاب خواهند نمود که چرا این مطالب از مضامین بکر و ادبی و معانی بلند فلسفی و علمی و سجع وقافیه برکنار می باشد.
در پاسخ می گویم : قبلاً تذکر دادم که داعی در طول عمر هیچگاه قصد خودنمایی نداشتم بلکه از روی واقه آن ذره که در حساب نیاید من هستم.
ثانیاً عقیده داعی این است که گوینده و نویسنده یا باید رسماً در مجالس درس و بحث فضلاء صحبت کند و برای آن بنویسد یا برای عموم و طبقه متوسط.
بدیهی است در این قبیل موضوعات فضلاء و اهل علم و فلسفه کتابهای بسیار نوشته اند تکرار و تحریر نظیر آنها برای فضلاء و طبقه خواص زیره به کرمان برن است ولی برای عموم و طبقه متوسط که همیشه اکثریت جامعه را تشکیل می دهند گفتن و نوشتن مطالب علمی و فلسفی به کل غلط و بی فایده و موجب تضییع عمر آنها است بایستی مطالب عالیه با بیانی ساده اداء شود.
ثانیاً محرک داعی در اقدام به این کار آن نبوده است که قلم به دست گرفته و با ابتکار قوة فکریه و علمیه کتاب جالبی تحویل جامعه بدهم بلکه چون باب مناظرات باز و مطالب عالیه ای با زبان ساده اداء شد و در دفاتر و جراید و مجلات ثبت شده بود مقتضی موجود گردید که از نظر مسلمین خاصه هموطنان گرامی بگذرد تا منصفانه قضاوت به حق نموده و فریب فریبندگان را نخورند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 7:21  توسط شیعه امیرالمومنین علی (ع)
|
با دیده تر نماز می خواند علی
شب تا به سحر نماز می خواند علی
آن صبح که سجده گاه در خون غلطید
گفتند مگر نماز می خواند علی؟؟
ایام شهادت مولی الموحدین ، امیرالمومنین علی بن ابی طالب (ع) ، حیدر کرار بر تمام شیعیان و حقیقت طلبان جهان تسلیت باد.
اللهم العن قتله امیرالمومنین
بر وهابیت و منکر مرتضی علی لعنت
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 19:15  توسط شیعه امیرالمومنین علی (ع)
|
بسم الله الرحمن الرحیم
به فضل و لطف پروردگار متعال از همان ایامی که وارد اجتماع شدم پیوسته پیرو سادگی بوده و از حیث گفتار و کردار خودنمایی نداشتم و از عجب و خود خواهی برکنار بودم.
با آنکه نشو و نمایم در خانه ای بود که همه نوع وسایل تعیّن و اسباب تنعّم در آن فراهم بود ولی به حکم طبع و فطرت ساده خود از تعیّن روی گردان و از تجمّل گریزان و از طلب شهرت و خود آرائی نفور و معرض.
در این موقع نیز که به امر و اصرار جمعی از مراجع و اکابر علماء اعلام و فقهای فخام و فضلاء و دانشمندان کرام و علاقه مندان به دیانت و اقتضای وقت چاپ این کتاب مطمح نظر قرار گرفت به مقتضای همان اصل طبیعی و سادگی فطری می خواستم کتاب حاضر (شبهای پیشاور) را بساطت و بدون دیباچه و مقدمه و خالی از هر پیرایه بچاپ رسانم.
لکن به صلاح دید و اصرار بعضی از دوستان خاصه دانشمندان عزیز آقای دکتر عبدالحمید گلشن ابراهیمی که از مفاخر اساتید فرهنگ می باشند مصمم شدم مختصر مقدمه ای بر این کتاب بنویسم که در این مقدمه کشف حقایق نموده و توضیح کاملی در بعضی از موضوعات کتاب داده و علت چاپ آن را ذکر نموده و به بعضی از ایرادات و شبهات مخالفین مختصر اشاره شود.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 19:40  توسط شیعه امیرالمومنین علی (ع)
|
مطالب این وبلاگ برای فهمیدن و درک حقایق و قضاوت بحق نمودن است نه آنکه مانند دیگر وبلاگها هر از گاهی سری بزنید و مطالبی رامطالعه نمایید و نظر بدهید. بلکه لازم است با دقت و توجه کامل از اولین مطلب تا به آخر خوانده شود چراکه تمام مطالب برگرفته از کتاب با ارزش شبهای پیشاور است و مطالب آن کتاب گراتقدر مانند حلقه های زنجیر بهم متصل و مرتبط است و هر فردی با نظر انصاف دقیقاْ این مطالب را مطالعه نماید گذشته از آنکه بیدار میگردد و حل شبهات بر او میشود خود یک مبلغ مذهبی در مقابل مخالفین واقع و در جواب تشکیکات فریبندگان مسلح به حربه منطق و برهان و دلیل خواهد بود و از همگان می خواهم که سطحی و با نظر بدبینی مطالعه نفرمایند بلکه منصفانه بدلائل و براهین ناظر شوند تا حل معما و کشف حقیقت گردد.
به دلیل غنی بودن متن کتاب شبهای پیشاور از مطالب بسیار گرانقدر اینجانب ابتدا مقدمه این کتاب و سپس متن اصلی کتاب را برای شما عزیزان می آورم. امید است شما دوست عزیز به خوبی بتوانید از این مطالب استفاده کنید.
التماس دعا
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 9:1  توسط شیعه امیرالمومنین علی (ع)
|